برای پایان دادم به زندگیم، فقط به روی خودم نیاوردم.
برچسب:
نویسنده: غزل هاشمی
یادم میره نوشته هامو
قبل تایپ، فرمت میشم.
برچسب:
نویسنده: غزل هاشمی
گوه میخوری ازین گوها میخوری دیوث!
برچسب:
نویسنده: غزل هاشمی
اینکه اصلا بهم نگاه نکردی مثلا.
یا اینکه یه دیقه هم تو فکر اینکه
برای چی اون جا کنارت هستم.
اما من از دیدن دستات، لبهات
و نگاه بی توجهت لذت میبردم.
برچسب:
نویسنده: غزل هاشمی
چرا نگرانم میشی؟
چرا برات اهمیت دارم؟
دلیلشو نمیدونم!
ولی هر چی هست،
اینکه حست بهم اینقد
معصومانه و پاک و لطیفه
خیلی برام ارزش داره.
و خیلی مزه میده بهم.ممنون
برچسب:
نویسنده: غزل هاشمی
دلت دوست داشتن ادمای مختلف رو دوس نداره.
تو فقط دوست داشتن یه نفر رو میخوای.
فقط یکی.
برچسب:
نویسنده: غزل هاشمی
مثل خشم ،نفرت ،شه وت
حسادت و ترس
نشونه بالغ شدنه.
نشونه ی شعور
برچسب:
نویسنده: غزل هاشمی
یه شب،
دلیل خود کشیم میشه.
برچسب:
نویسنده: غزل هاشمی